تبلیغات
خانه دوم - چگونه بخودم قبولاندم که نماز بخونم

فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.کوروش بزرگ

چگونه بخودم قبولاندم که نماز بخونم

نویسنده : احمدخانی
تاریخ:یکشنبه 20 بهمن 1392-11:33 ب.ظ

چقدر بی منطق! مگر می شود آدم عاقل وبالغ دولا راست بشود کلمات عربی بخواند. بعد آدم خوبی بشود.دیگه دنیا دنیای تکنولوزی شده نماز واین چیزا قدیمی شده.من که خدا را ندیدم. همش دیوار وهوا و......اصلا آدم همین که ادم خوبی باشه .کافیه خدا که محتاج نماز ما نیست!نماز برای آدمهای بیکار و نماز فقط برای ......است .حوصله ندارم ول کن بابا.....
این جملات به مرور تو ذهنم رژه می رفتن.البته از اطرافیان هم میشنیدم.هر وقت بدشانسی میاوردم.فوری حوصلم سر می رفت.مخصوصا حرفهای بعضی آدمها
اما جالبترین و عجیبترین چیزی که باعث شد به نماز اهمیت بدم. این بود که هر وقت  به دلیلی نماز نمی خواندم یا دیر می خوندم. انگار چیزی را جا گذاشتم.انگار صدسال حرف نزدم.عصبی میشدم.چرا؟افسرده می شدم. خدایا چم شده؟ انگار چیزی درونم من را تشویق میکرد که به چیزی ایمان نداشته باشم.خلاصه خیلی فکرکردم.به این نتیجه رسیدم که نماز دولا راست شدن نیست! تکرار کلمات عربی نیست!نماز یک اتصاله.بله یک اتصال برای مایی که گاهی یادمون میره مخلوق کسی هستیم.مثل یک ماشین که تا یک مسیری میتونه بره.و بایدفوری بنزین بزنه. یا دستگاه الکترونیکی که باید شارژ بشه.دلیل دیگش این بود که مگر نماز چقدر طول میکشه؟ مگر پول باید بالاش بدیم؟کلا در روز 15-20 دقیقه بیشتر نیست؟ اونوقت من در روز شاید 2-3 ساعت فقط وقتم را تلف کنم؟پس حتما چیزی هست که نمی خواد من نماز بخونم. حتما نماز سودی داره که اینطور شیطان و نفس عماره بجون ادم می افته.نماز یک اتصاله. به کسی که مارو خلق کرده . به کسی که تنها ترینه.ودوست داره بنده هاش براش نماز بخونن. باهاش حرف بزنن.دردل کنن.همش غر نزنن.اون خیلی حرف داره. اونهم خیلی دردل داره.ولی باید محرمش باشی.باید با دقت و تمرکز به رویدادهای زندگی حتی خوابهایی که میبینی اتفاقاتی تو زندگیت رخ میده دقت کنی.تجربه ام بهم نشون داد که هر وقت تو زندگیم کارهای خیر زیادبرام پیش میاد یعنی خدا باهات کار داره.میخواد حرفات را بشنوه.کاراش بهت میگه.موقع اذان انگار صدات میزنه.میگه بند ه ام بیا باهم حرف بزنیم اخه من هم تنهام.وچه زیباست لحظای که فقط بخاطر دل نازنینش کارمون رها میکنیم رختخواب گرم ونرممنون را ترک میکنیم تا به اون بگیم. جانم.......
و چقدر زشته که اذان بشنویم .بی اعتنا باشیم یا یک ذکر بگیم وبریم.رفع تکلیفی.انگار خداوند آدمه که بشه پیچوندش!البته اون خیلی با مرامتر و رحیم تر از این حرفاست.با اینکه بنده هاش موقع اذان بهش بی توجهی می کنن .اما از بنده هاش به دل نمی گیره.تنبیهشون نمیکنه.شاید میگه باشه اما من همیشه اغوشم بازه به روی تو.ولی اگر من بنده وقت کم بیاریم؟ اگر شیطان رجیم من را از راه دربیاره ؟ اگر زود دنیا را ترک کنم.؟ دیگه فرصتی نیست!باید تو این دنیا بهش بگم که چقدر برام عزیزه.باید بهش ثابت کنم که من حقیر دلم به روش بازه.ازش کمک بخوام که معصیتهام و گناهانم را کنار بگذارم.خداوند با زبان با بنده حرف نمیزنه. خدا با دلها رابطه داره .خدا همیشه مواظب بنده هاشه. حتی بنده های بدش.اما به بنده های نماز خونش که البته اصلا اهل ریا و تظاهر نیستن. دوسته! رفیقه.حاضره برای بنده های مقربش هر کاری بکنه. بنظرم اگر کسی به نماز وخدا بی اعتقاده فقط یک هفته نماز بخونه اونوقه میبینه که با اهمیت ترین کار را انجام داده 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مهران انورنیا
یکشنبه 16 آذر 1393 01:44 ب.ظ
سلام آقا از زحماتتون متشكریم. واقعا خسته نباشید سروكله زدن با اینجور دانش آموزان مصیبته
یکشنبه 16 آذر 1393 01:41 ب.ظ
مرسی
فتوحی
شنبه 30 فروردین 1393 11:01 ب.ظ
خدایا ! ببخشای مرا . . . آنقدر که حسرت نداشته هایم را خوردم ، شاکر داشته هایم نبودم . . .
یه دوست
یکشنبه 11 اسفند 1392 03:45 ب.ظ
از امشب منم نماز م را می خوانم تا ببینم به نتیجه ی نویسنده می رسم یانه
مصطفی فرهنگیان
چهارشنبه 23 بهمن 1392 01:12 ب.ظ
مطلب واقعا آموزنده ای بود.
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.